ابراهيم عاملي ( موثق )
39
تفسير عاملي ( فارسي )
رهنماى بحقّ است ، و آيا آنكه رهبرى بحقّ كند شايسته تر است بفرمان روائى يا آنكه نتواند رهبرى كند مگر كه آماده ى رهبرى شود و او را رهبرى كنند ؟ پس شما را چه بر سر آمده است و چگونه داورى مىكنيد [ كه بت مىپرستيد ] ؟ 36 اين گونه مردم پيرو گمان خود هستند و البتّه گمان و پندار جاى حقّ و حقيقت را نمىگيرد و خدا به آنچه مىكنند [ و بدنبال پندار خود ميروند ] دانا بود 37 ولى اين قرآن [ پديده ى پندار ] و دروغ ساخته ى كسى نيست و نه از غير خدا است بلكه آنچه كتاب آسمانى ز پيش بوده راست ميشمارد و آن را يكايك نمودار و روشن مىكند و شكّ و دو دلى نباشد كه ز پيشگاه پروردگار جهانيان است 38 ولى كافران گويند : محمّد دروغى ز خود ساخته تو بپاسخشان بگو : اگر به اين سخن خود راستگوئيد يك سوره بمانند اين بياوريد و خدا را [ كه باور نداريد ] به غير از او هر كه را توانيد [ به يارى خود بخوانيد ] 39 بلى آنچه را درست فرا نگرفته و ندانستهاند دروغ مىشمارند با اينكه هنوز تأويل آيات قرآن و هدف نهائى و مواعيد آن را نديدهاند چنان كه كسانى پيش از ايشان سخن پيامبران دروغ شمردند و تو خود [ سرگذشت مردم پيشين چو نوح و لوط ] بنگر كه سر انجام ستمكاران چگونه بود ؟ [ به اين روزگار نيز ] گروهى 40 ز مردم قرآن پذيرند و گروهى [ ستمگرند و ] نمىپذيرند و پروردگار تو بد خواهان را بهتر بشناسد 41 و اگر تو را دروغگو دانستند بگو : كار من براى من و كار شما براى خود از آنچه كنم بيزاريد و من ز كار شما بيزارم 42 و گروهى ديگر از اين مردم گوش بگفته ى تو فرا ميدهند [ كه تو را بيازارند ] پس چگونه توانى به آنكه شنوائى ندارد ، چيزى به گوش او رسانى با اينكه خرد نيز ندارد ؟ 43 و گروهى [ به چشم دشمنى ] به تو مىنگرند ولى چگونه توانى راهنماى آن مردم شوى كه با كورى چشم دل بينا ندارند 44 پس البتّه خدا بكس ستم نكند كه مردم به خود ستم ميكنند [ چه آماده ى شنيدن و ديدن حقّ نمىشوند ] . سخن مفسّرين : « مَنْ يُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ » 31 مجمع : بعضى گفتهاند : يعنى كى انسان از نطفه و نطفه از آدمى نمودار مىكند ؟ بعضى گفتهاند : يعنى